محمد تقي جعفري

255

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

شما نهالهاى باغ خداوندى هستيد كه هر يك از شاخ و برگ و ميوهء آنها ، به نغمه در آورنده جزئى از آهنگ اصلى عالم هستى است . به همين جهت است كه رهسپار شدن روح را به سوى شما مقصدى قرار دادم كه رو به مقصد نهايى كه خدا است پيش مىرود . گفتگويتان با من مانند گفتگو با جباران نباشد . در مقابل من تسليم محقرانه نشويد و از ابراز واقعيات خوددارى نكنيد و با قيافهء ساختگى و ظاهر سازى با من آميزش ننماييد بياييد براى اين كه زندگى من و شما بازيچهء اميال و هوى و هوسها قرار نگيرد و براى اين كه واقعيتها را دگرگون و منحرف نسازيم . و براى اين كه در مقابل شخصيت و وجدان آزادمان سرافكنده نباشيم . و براى اين كه ارزشها را نابود نكنيم . با شخصيتهاى واقعى خودمان رويا - روى همديگر قرار بگيريم و تكليفمان را با خود واقعيات تصفيه نماييم . ممكن است شما بيكى از دو علت با شخصيت من روبرو شويد : علت يكم - واقعا و از روى اعتقاد چنين تلقى كنيد كه من بشما برترى دارم و من پيشرو شما هستم و داراى قدرتى بيش از قدرت شما هستم . اگر با اين اعتقاد با من روبرو مىشويد ، بشما مىگويم : من آن نيستم كه شما گمان كرده‌ايد . موقعيت من در زندگانى و در زنجير رويدادها و قوانين هستى ، در هر حال كه هستم حالت وابستگى به خدا دارد . بنا بر اين هر گونه برترى كه شما در بارهء من تصور مىكنيد ، نتيجهء آن قانون الهى است كه مىگويد : « هر انسان آمادهء تكامل باشد ، هر امتياز و برترى كه در راه اين مقصد بدست مىآورد ، تنفس ضرورى روح در آن راه مىباشد » بنا بر اين ، من از آن جهت كه يك موجود سركشيده از خاك با تفاعل مواد طبيعت هستم مزيتى بدست نياورده‌ام و از موقعى كه در مسير كمال افتاده‌ام ، « خود » ى كه داشتم تبديل به من و « من » تبديل به روح انسانى شده است . كمال از اوصاف الهى ، مسير كمال و نشان و علايم آن از خدا ، نيروى درك آن كمال و مسير و علايم آن هم